22 اردیبهشت 92 (از دست شما )
سلام به پسرای باهوشم :
مامان عطی نظر سفره ( ختم صلوات ) داشت , شما تو اتاق خواب بودید چه خواب عمیقی , من بعد از یه ربع اومدم بهتون سر بزنم که با این صحنه روبه رو شدم 


حالا اینجا منو دیدی ول کردیا ایلیا خان , دو دستی داداشو گرفته بودیو داشتی شلوارشو میخوردی امیر علیم میخواست فرار کنه نمیذاشتی 
اینم مدل جدید خوابیدن ا میرخان که هرچیم من اینور و اونورت میکنم باز این شکلی میشی ( دستت درد نمیگیره
)

اینم ایلیا جون و خواااااااااااااااااب شیرین 

امیر علی جان : حسابی تو روروئک سواری استاد شدی , وقتی جایی گیر میکنی صدا میکنی که نجاتت بدم
صداهای جدید درمیاری و حسابی شیرین شدی ( قندعلی جان )
ایلیا جان : جیییییغ یاد گرفتی چه جیغایی , صداتو از نازک به کلفت تغییر میدی و خودت کیف میکنی
عاشق بازی کردنی مخصوصا بالا انداختن !!! و قاه قاه میخندی شیرین پسر
خیلی دوستون داریم عزیزای دلم , انشاالله همیشه سالم و سرحال باشید 


22 اردیبهشت 92 (از دست شما )
